top
pcfors.com
Persian Call For Salvation.
Arabian Call For Salvation | Persian Call For Salvation | Universal Call For Salvation «in English» Last Update: 12 January, 2012
◄ ΝΑ ► اصول و قواعد راست گفتن و دروغ گفتن. موضوع این صفحه:
01 ■ از کرامات شیخ ما عجب است __ پنجه بگشود و گفت: این وجب است!
 
هزاران سال است که بشر بر زمین زندگی می‌کند و مدعی است که خیلی می‌داند بطوریکه حتی از ستارگان آسمان هم باخبر است؛ اما این ادعای درستی نیست، زیرا بشر هنوز اصول ابتدائی زندگانی خودش را نمی‌داند و در بسیاری موارد اساسی، در وادی حیرت سرگردان است. مثلاً نمی‌داند که راستگوئی و دروغگوئی چیست؟... آیا باید راست گفت یا دروغ؟... و بالاخره تعاریف درستی از این دو عنصر حیاتی، به دست نداده و در دست ندارد.

بطور مثال، هفتصد سال قبل ـ (یعنی پس از هزاران سال که بشر بر زمین زندگی کرده بود) ـ شیخ سعدی، بظاهر توانست یکی از گره‌های این معما را بگشاید و بگوید:
_ «دروغ مصلحت آمیز، به از راست فتنه انگیز»؛
و این تنها مستمسک ώ ماست که می‌توانیم (با استناد به آن)، هر جا که مصلحت دیدیم دروغ بگوئیم {اگرچه بسیاری از مصلحت‌ها، (در حقیقت) مَفسدت هستند.} ώ

_ پانویس Њ

Α رجوع کنید به گلستان سعدی ← باب اول (در سیرت پادشاهان) ← حکایت اول ← «پادشاهی را شنیدم به کشتن اسیری اشارت کرد...».
       
™ = Author: Amer Hashemi ویرایش: 25 دسامبر 2011 نگارش: 25 دسامبر 2011

02 ■ راستگویی و دروغ گویی در لغت به چه معناست؟
 
(راست) در فارسی، از ریشهٌ آریائی (رست) و بمعنای (نجات و رستگاری) است. این واژه با Right در انگلیسی همخانواده است.
(راست و راستی) در فارسی، چندان تغییری نکرده است و از دوران باستان تا کنون، تقریبا به همین لفظ و به همین معنا باقی مانده است.
همچنین (دروغ) از ریشهٌ (دروج) بمعنای (دو رنگی و دو رویی) نیز چندان دچار دگرگونی نشده است.
البته واژهٌ دیگری در فارسی باستان داشته‌ایم که دیر زمانیست منسوخ شده و آن (دورونج do.ronj) است. این واژه، بسیار شبیه به (دروج) است اما بمعنای (دروغ) نیست بلکه بمعنای (دو شخصیتی) است و به کسانی اطلاق می‌شده که از نظر روانی دارای دو شخصیت باشند؛ یعنی گاهی مانند انسان راستکار، و گاهی مانند دیو، وارونه کار باشند.
       
™ = Author: Amer Hashemi ویرایش: 25 دسامبر 2011 نگارش: 25 دسامبر 2011

03 ■ تعریف راست گفتن و دروغ گفتن و انواع آن:
 
(راست گفتن) در اغلب زبانها و همچنین زبان فارسی، به دو منظور بکار برده می‌شود که این دو (منظور) غالباً با یکدیگر تداخل دارند و اغلب اشتباه گرفته می‌شوند:
اول ـ راست گفتن بمعنای حقیقت گفتن. مثال: میازار موری که دانه کش است!
دوم ـ راست گفتن بمعنای واقعیت گفتن. مثال: دیشب دو نفر از رفقا آمده بودند.

(دروغ گفتن) اما در اغلب زبانها و همچنین زبان فارسی، به سه منظور بکار برده می‌شود که این سه (منظور) نیز غالباً با یکدیگر تداخل دارند و اغلب اشتباه گرفته می‌شوند:
اول ـ دروغ گفتن بمعنای ناحق گفتن. مثال: سلطنت موهبتی است الهی...
دوم ـ دروغ گفتن بمعنای حق گفتن ولی به خلاف آن عمل کردن. مثل: الله اکبری که عاشقان قذافی می‌گفتند.
سوم ـ دروغ گفتن بمعنی خلاف واقع گفتن. مثال: دیشب سه نفر از رفقا آمده بودند.
       
™ = Author: Amer Hashemi ویرایش: 25 دسامبر 2011 نگارش: 25 دسامبر 2011

04 ■ انسان در چه مواردی موظف است راست بگوید؟
 
انسان در دو مورد موظف است راست بگوید:

اول ـ راست گفتن بمعنای حقیقت گفتن: مثلاً اینکه ما می‌گوئیم: هلوکاست راست است؛ و نه فقط راست است، بلکه چندین بار در تاریخ قوم یهود، تکرار شده است؛ پس مشکل در ذات و سرشت بنی اسرائیل است؛ پس ایشان باید منشأ هلوکاست را در سرشت خود جستجو کنند و ذات خود را تغییر دهند نه مردم جهان را...
انسان موظف است همیشه و بدون استثناء حقیقت را بگوید؛ و منظور از حقیقت، حرف حق است. یعنی انسان حق ندارد هرگز حق را پنهان کند، و یا کتمان کند، و یا بنا به منافع خویش، از گفتن آن خودداری کند، مگر آنکه تشخیص دهد که مصلحت در این است که مدتی صبر کند تا گفتار او مؤثرتر واقع شود.

دوم ـ راست گفتن بمعنای واقعیت گفتن: {یعنی آنچه واقع شده را براستی گفتن}
این نوع راستگویی، مشروط است؛ یعنی ما موظفیم در شرایط خاصی (مثل شرایط زیر) واقعیت را بدون تحریف و بدون کم و کاست بگوییم:
● اگر زندگی ما یا دیگران در خطر باشد و گفتن واقعیت، موجب نجات آن گردد.
● اگر نگهبان یک مؤسسه و یا مأمور جمعآوری اطلاعات مشروع باشیم و مزدور یا متعهد به اینکار شده باشیم، باید گزارش وقایع را عیناً به مرجع مربوطه ارجاع نماییم.
● افراد خانواده موظف هستند به مدیر خانواده راست بگویند تا او بتواند در رابطه با تعلیم و تربیت کودکان و حفظ ناموس، و حرمت حریم خانواده، و آنچه موجب استحکام کانون خانوادگی می‌گردد، تصمیمات لازم و بموقع اتخاذ کند.
● به پزشک باید واقعیت را گفت تا در معلاجهٌ بیمار به اشتباه نیفتد.
● به مشاور باید واقعیت را گفت تا در دریافت مشورت، خللی وارد نشود.
● به قاضی باید واقعیت را گفت تا در قضا به خطا نرود و حقی از کسی ضایع نگردد.
       
™ = Author: Amer Hashemi ویرایش: 25 دسامبر 2011 نگارش: 25 دسامبر 2011

05 ■ در مسائل روز مره، بهتر است امین و راستگو باشیم:
 
جز در مواردی که موظفیم حتماً دروغ بگوییم، و جز در مواردی که موظفیم حتماً راست بگوییم، موارد اختیاری بسیاری در زندگی روزمره هست که در آن موارد بهتر است راستگو باشیم. چنین مواردی بسیار زیاد هستند، و ما قادر نیستیم همه را بشماریم؛ لذا نمونه‌هایی از آنها را فهرست وار بیان می‌کنیم:

● وقتی امکان راست گفتن هست، دروغ گفتن امری احمقانه است.
● در اختلافات بین نزدیکانمان با اجانب ـ حق با هر طرف باشد، باید جانب حق را بگیریم و راست بگوییم اگرچه آن راستی به ضرر ما یا نزدیکان ما باشد.
● در هر موردی اگر تشخیص دهیم که راستگویی ما خطری برای کسی در بر ندارد، باید راست بگوییم؛ وگرنه باید صبر کنیم تا خطر رفع گردد، آنگاه واقعیت را بگوییم.
● در نقل قولهای روزمره، باید راستگو باشیم.
● در نقل خاطرات خود، دروغ نگوییم و غلو نکنیم.
● اگر خبری را از کسی شنیده‌ایم، باید بگوییم (از فلانی شنیده‌ایم).
● اگر خبری را از کسی شنیده‌ایم، نباید طوری بازگو کنیم که شنونده تصور کند که ما خود شاهد آن ماجرا بوده‌ایم. این حالت در تحلیل شنونده تأثیر مؤثری خواهد داشت.
● حتی المقدور باید طوری رفتار کنیم که مجبور به دروغ گفتن نباشیم.
● اگر عزیزی از ما خواست که بخاطر او دروغ بگوییم، بهتر است اینکار را نکنیم.
● اینکه فرزندان را مجبور کنیم به مراجعین دروغ بگویند که مثلاً {فلانی در خانه نیست}، عوارض بسیار بدی خواهد داشت، و در آینده و روحیهٌ آنان، آثار مخربی بجا خواهد گذاشت.
● در همهٌ امور، اصل امانت داری را مراعات کنیم.
● حتی المقدور از دروغ مصلحت آمیز بپرهیزیم.
● اگر بنا به سیاستی، به کسی دروغ گفتیم، بعداً راستش را به او بگوییم.
● فراموش نکنیم که راستگویی و امانت داری، اسباب افزایش حرمت و اعتبار ما است.
● جز در موارد امنیتی و حریم خصوصی که موظفیم دروغ بگوییم یا موظفیم واقعیت را نگوییم، در موارد دیگر باید سعی کنیم راست بگوییم.
● کسی که به دروغگویی عادت کرده باشد، طبعاً نمی‌تواند یکباره راستگو شود، بلکه باید سعی کند بتدریج خود را به راستگویی عادت دهد و هرگاه بطور ناخودآگاه دروغ گفت، خود را ملامت کند و اشتباه خود را اصلاح کند، تا وقتی که بمقصود برسد. این مرحله (بسته به سن شخص)، ممکن است تا ده سال طول بکشد، پس نباید ناامید شود.
● همیشه بخاطر داشته باشیم که: نجات در راستی است و دروغ اسباب اسارت است.
       
™ = Author: Amer Hashemi ویرایش: 25 دسامبر 2011 نگارش: 25 دسامبر 2011

06 ■ انسان موظف نیست همیشه و در همهٌ موارد راستگو باشد!
 
در بسیاری موارد، ما موظف نیستیم واقعیت را بگوییم و مختاریم که (بسته به تشخیص خودمان)، راست بگوئیم یا حتی دروغ بگوییم و اگر لازم دانستیم، حریف را گمراه کنیم.
مثلاً شما چقدر پول دارید؟
ـ در چنین موردی، مختار هستید که راست بگویید، و یا دروغ بگویید و یا ابداً هیچ نگویید.

وقتی کسی چیزی از شما می‌پرسد که به او ربطی ندارد، شما موظفید که بسته به تشخیص خودتان عمل کنید. و اشتباه تاریخی بشر، درست در همین محدوده قرار دارد که نمی‌داند در چنین مواردی باید راست گفت یا دروغ!

آیا شما می‌پندارید که انبیاء بدون استثناء راستگو بودند؟... آری انبیاء راستگو بودند اما در مسائل حقانی! نه در مسائل خصوصی که به کسی ربطی ندارد!...
مثلاً دیشب شما چند بار با همسرتان مجامعت کرده‌اید؟
در چنین موردی، پرسنده باید جواب دندان شکنی بشنود تا یادش بماند که نباید در اموری که به او ربطی ندارد فضولی کند!

در هر صورت، انسان ابداً موظف نیست که در همهٌ موارد راستگو باشد!
       
™ = Author: Amer Hashemi ویرایش: 25 دسامبر 2011 نگارش: 25 دسامبر 2011

07 ■ در چه مواردی، باید دروغ گفت؟
 
در بسیاری موارد، دروغ گفتن، نه فقط مشروع است، بلکه ضرورت دارد:

اینگونه موارد، شامل سیاست‌های فردی، خانوادگی، اجتماعی و امنیت کشوری می‌شود. مثلاً اگر لازم بدانیم که در ادارهٌ امور خانواده، یا مؤسسه، و یا کشور، سیاست خاصی اتخاذ کنیم، ممکن است لازم باشد دروغ بگوییم.

مثلاً در مواردی مثل امنیت مملکت، گاهی لازم است حریف را فریب دهیم و بسته به سیاستی که اتخاذ می‌کنیم، خود را ضعیف تر یا قوی تر از آنچه هستیم بنمایانیم؛ و برای انجام اینکار، الزاماً باید دروغ بگوییم و اطلاعات غلط به خورد دوست و دشمن بدهیم، تا به مقصود برسیم.

اینگونه سیاستها، مختص به ارگانها و سازمانهای نظامی و امنیتی نیست؛ بلکه هر فردی طبعاً حق دارد که بمنظور حفظ جان و مال و ناموس خود، تدابیری بیندیشد و در این راه، مجاز است (بدون سوء نیت)، از ابزارهایی مثل دروغ و فریب و نیرنگ نیز استفاده کند.
       
™ = Author: Amer Hashemi ویرایش: 25 دسامبر 2011 نگارش: 25 دسامبر 2011

08 ■ هیچ دروغی نیست مگر آنکه مبنای آن بر راستی است:
 
هیچ دروغی نیست مگر آنکه بر مبنای واقعیتی ساخته شده باشد. یعنی دروغ مثل ویروس است که از خودش هیچ ندارد، لذا ناچار باید آن را روی یک مبنای واقعی استوار کرد ـ که آن مبنا ـ واقعیت است.
یعنی هیچ دروغی نیست، مگر آنکه بر مبنای واقعیت است. به عبارت دیگر، همهٌ دروغها بر مبنای واقعیت ساخته می‌شوند. اما آن واقعیت، ممکن مستقیماً با آن دروغ مرتبط باشد یا نباشد، مثال:

الف ـ دروغ بر مبنای واقعیت مستقیم:
فرض کنید که شما در کافه‌ای دارید چای می‌نوشید. کسی شما را در آن حالت می‌بیند و می‌رود به دیگران می‌گوید: فلانی در کافه داشت مشروب می‌خورد...
چنانکه می‌بینید، این دروغ، مستقیماً و بر مبنای یک واقعیت عینی بنا شده است؛ و تنها فرقی که با واقعیت دارد اینست که مادّهٌ (چای) به (مشروب) تغییر داده شده است.

ب ـ دروغ بر مبنای واقعیت غیر مستقیم:
فرض کنید که شخص دیگری در کافه‌ای دارد چای می‌نوشد. کسی او را در آن حالت می‌بیند و می‌رود به دیگران می‌گوید: شما در کافه داشتید مشروب می‌خورید...
چنانکه می‌بینید، این دروغ، مستقیم نیست ولی باز هم بر مبنای یک واقعیت عینی بنا شده است؛ و فرقی که با واقعیت دارد اینست که آن شخص، شما نبوده‌اید، و آن مادّه هم مشروب نبوده است.

اصولاً دروغ باید در شکلی ارایه شود که قابل قبول و قابل باور باشد. مثلاً شما اگر هرگز به ژاپن نرفته باشید، کسی نمی‌تواند شما را به امر ناشایستی که در ژاپن مرتکب شده باشید متهم کند؛ اینست که مبنای یک دروغ، هر قدر واقعی تر باشد، آسانتر پذیرفته می‌شود.
از این شاخص، دو نتیجهٌ مثبت می‌توان برداشت:

1 ـ هر قدر ما پاک تر و سالم تر زندگی کنیم، کار دشمنانمان سخت تر می‌شود، زیرا دروغهایشان به آسانی بما نمی‌چسبد؛ پس طبعاً ما امنیت بیشتری خواهیم داشت.

2 ـ داستان سرایان و فیلم سازان، هر قدر به واقعیات نزدیکتر شوند، داستانها یا فیلمهایشان جذاب تر و آموزنده تر خواهد بود. البته این بستگی به جامعه دارد؛ یعنی اینکه اگر سطح توقعات مردم یک جامعه، در یک حد متعارف و قابل دسترس باشد، مردم آن جامعه، واقعیت گرا خواهند شد، پس طبعاً گرایش بیشتری به داستانهای واقعی خواهند داشت؛ و بالعکس، اگر سطح توقعات مردم یک جامعه، در یک حد متعارف و قابل دسترس نباشد، مردم آن جامعه، تخیل گرا خواهند شد، پس طبعاً گرایش بیشتری به داستانهای غیر واقعی و تخیلی خواهند داشت. و ما این حقیقت را در فیلمهای هندی به عینه می‌بینیم؛ یعنی واضح است که جامعه هند، به آنچه می‌خواهند نرسیده‌اند، لذا ترجیح می‌دهند که در عالم خیال زندگی کنند.
       
™ = Author: Amer Hashemi ویرایش: 25 دسامبر 2011 نگارش: 25 دسامبر 2011

09 ■ زنان باید بیشتر مراقب روابط خود با یکدیگر باشند:
 
یکی از عادات ناپسند (برخی) زنان این است که خصوصی ترین اسرار خانوادگی‌شان را برای یکدیگر نقل می‌کنند؛ و بسیاری از این زنها، آنچه شندیده‌اند را نزد شوهرانشان نقل می‌کنند؛ و این امر موجب می‌گردد که اغلب مردان بدانند که فلان دختر همسایه، کی عادت می‌شود، و یا فلان زن همسایه، کی و کجا باواسیرش را عمل کرده است، و آن دیگری، چطور عمل زیبائی زهار انجام داده است!... با تمامی جزئیات!
و گاهی افراط در این گفت و شنود ناصواب به حدی بالا می‌گیرد که بسا زنی که بدون اطلاع همسرش عمل زیبائی زهار انجام داده باشد، شهرهٌ شهر گردد، و تمامی مردان آن شهر، از عمل او با خبر باشند جز شوهر؛ و این برای آن مرد، ستم بزرگی محسوب می‌گردد.

چنین زنهایی باید سریعاً این رفتار زشت و نفرت انگیز را ترک کنند و به حریم خانواده احترام بگذارند. این زنها باید بدانند که احترام در قبال احترام است و در این جهان، هیچ چیز، مفت بدست نمی‌آید، حتی با جمع کردن یک میلیون امضاء!...

Π توضیح اینکه (تا جایی که ما می‌دانیم)، مردان در اینگونه موارد، بسیار حساس هستند، بطوریکه برادر از حریم خصوصی برادرش مطلع نیست و هیچ مرد سالمی دوست ندارد که اسرار خصوصی ناموس دیگران را بداند و همچنین، نمی‌خواهد که دیگران از اسرار او با خبر باشند.

ما به اینگونه زنان هشدار می‌دهیم و می‌گوییم: مراقب باشید که این امر، نزد مردان با حمیت، بی اندازه مهم است و چه بسا این سوء رفتار، موجب تزلزل در کانون خانواده گردد!
       
™ = Author: Amer Hashemi ویرایش: 25 دسامبر 2011 نگارش: 25 دسامبر 2011

10 ■ خلاصهٌ مطالب این صفحه:
 
بشر فقط موظف است در موارد زیر، راست بگوید:

● الف ـ راست گفتن در مقام حقیقت گفتن:
وقتی حقیقتی را می‌گوئید، حتماً باید راست بگوئید؛ مثال: (سلاطین، خادمان مردمند نه خدای مردم).

● ب ـ راست گفتن در مقام واقعیت گفتن:
○ کسانی که تحت سرپرستی کسی قرار دارند، موظفند به او راست بگویند.
○ مستخدمان و متعهدانی که برای گزارش وقایع مشروع، استخدام یا متعهد شده‌اند، موظفند شرح وقایع را به راستی به مراجع مربوط بخود ارجاع نمایند.
○ شرکاء در مواردی که به شرکت ایشان مربوط است، موظف هستند واقعیت را به یکدیگر بگویند.
○ اگر منافع حقیقی شخص یا اشخاصی در گرو واقعیاتی باشد که کسی از آن مطلع است، آنکس موظف است واقعیت را بگوید.
 
بشر موظف نیست در موارد زیر، راست بگوید:

● در مواردی که دانستن وقایع، ربطی به کسی ندارد، شما موظف به گفتن واقعیت نیستید، و در این باب، اختیار بر شما باقیست و گفتن یا نگفتن آن، بسته به تشخیص خودتان است. مثلاً اگر شما آپاندیس خود را عمل کرده‌اید، این به کسی ربطی ندارد و شما مجبور نیستید آن واقعیت را حتی برای دوستان خود نقل کنید؛ اما مثلاً همسر آینده تان باید آن را بداند زیرا در چنین مواردی ذینفع است.
 
بشر مجاز، و گاهی موظف است در موارد زیر، دروغ بگوید:

○ هر فرد (حقیقی) مجاز است که بمنظور حفظ جان و مال و ناموس (حَقهٌ) خود، (بدون سوء نیت)، دروغ بگوید.
○ هر فرد (حقیقی یا حقوقی) موظف است که بمنظور حفظ امنیت جامعهٌ خود از آسیب و گزند اجانب، دروغ بگوید.
 
لطفاً توجه کنید!
آنچه در این صفحه بعنوان (قواعد راست گفتن و دروغ گفتن) مطرح شده، نه بر اساس شرعیات گفته شده و نه بر اساس قانون، بلکه فقط بر اساس حکمت و بمنظور اظهار نظر گفته شده است؛ لذا در مراجع شرعی و قانونی، از استناد به این قواعد اجتناب نمائید. 
       
™ = Author: Amer Hashemi ویرایش: 8 ژانویه 2012 نگارش: 8 ژانویه 2012

A ■ مطالب مرتبط با موضوع این صفحه:
 
● هیچ مطلبی در ارتباط با موضوع این صفحه وجود ندارد.




 

B ■ نظر دهید + بپرسید + نقد کنید:
 
 

C ■ دیدگاهها، پرسشها و انتقادهای شما + جواب آنها:
 
● هیچ نظری در ارتباط با موضوع این صفحه ثبت نشده است.




 

D ■ اشعار ماندگار + نقد و بررسی آنها:
 
در بيان اين سه، کـــــم جنبان لبت ___ از ذهـــــــاب و از ذهب وز مذهبت
کين سه را بسيار خصم است و عدو ___ در کمينت ايستد چـــــــــون داند او
ور بگويي با دو تن، گو الـــــــوداع ___ کُلُ سر جاوزُ الاثنينَ شـــــــــــــــاع

مولوی
بدون شرح.
       
™ = Author: Amer Hashemi ویرایش: 25 دسامبر 2011 نگارش: 25 دسامبر 2011

free hit counters
نشانه‌ها: پیوند خارجی در پنجره جدید Ў | پیوند داخلی در پنجره جدید ώ | پانوشت | بازگشت به نوشته | بالای صفحه Ъ
کپی برداری و بازنشر با ذکر منبع مجاز است ـ تغییر نام نویسنده ممنوع.
www.pcfors.com - Copyright © 2008 | 2012 - All Rights Reserved.